الشيخ عباس القمي
701
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
كلمات حيرتانگيز مروان باعث اين شد كه حضرت كلمهء استرجاع بر زبان راند و فرمود : بر اسلام سلام باد هنگامى كه امّت مبتلا شدند به خليفهاى مانند يزيد . و به تحقيق كه من شنيدم از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مىفرمود : خلافت حرام است بر آل ابى سفيان . و سخنان بسيار در ميان حضرت و مروان جارى شد . پس مروان گذشت از آن حضرت به حالت غضبان . [ وداع امام عليه السّلام با مدينه و هجرت ] چون آخر روز شنبه شد ، باز وليد كسى به خدمت حضرت امام حسين عليه السّلام فرستاد و در امر بيعت تأكيد كرد . حضرت فرمود : صبر كنيد تا امشب انديشه كنم و در همان شب كه شب يك شنبه دو روز به آخر رجب مانده بود ، متوجّه مكّه شد . و چون عازم خروج از مدينه شد ، سر قبر جدّش پيغمبر و مادرش فاطمه و برادرش حسن عليهم السّلام رفت و با آنها وداع كرد و با خود برداشت فرزندان خود و فرزندان برادر و برادران خود و تمام اهل بيت خود را مگر محمّد بن الحنفيه رحمة اللّه كه چون دانست كه آن حضرت عازم خروج است به خدمت آن حضرت آمد و گفت : اى برادر گرامى ! تو عزيزترين خلقى نزد من ، و از همه كس به سوى من محبوبترى ، و من آن كس نيستم كه نصيحت خود را از احدى دريغ دارم و تو سزاوارترى در باب آنچه صلاح شما دانم عرض كنم ، زيرا كه تو ممازجى با اصل من و نفس من و جسم من . و جان من و تويى امروز سند و سيّد اهل بيت ، و تو آن كسى كه طاعتت بر من واجب است ، چه آن كه خداوند تو را برگزيده است و در شمار سادات بهشت مقرّر داشته است . اى برادر ! من صلاح شما را چنين مىدانم كه از بيعت يزيد كنارهجويى و از بلاد و شهرهايى كه در تحت فرمان او است دورى گزينى و به باديه ملحق شوى و رسولان به سوى مردم بفرستى و ايشان را به بيعت خويش دعوت نمايى ، پس اگر بيعت تو را اختيار نمايند خدا را حمد كنى ، و اگر با غير تو بيعت كردند ، به اين دين